تجویز مکانیزم سنتز مدرن تکاملی برای اقتصاد مقاومتی

دوشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۶ 0 نظر 73 بازدید

تجویز مکانیزم سنتز مدرن تکاملی برای اقتصاد مقاومتی

حمیدرضا نورصالحی
مشاور و طراح سیستمهای پیشرفته علم و فناوری


گفته می شود روزی در صحرا های آفریقا جمعیت موجودات گیاه خواری که ارتفاع آنها نهایتا به 1 متر می رسیده تا حدی زیاد بوده است که تقریبا همه برگهای گیاهان آن سرزمین تا آن ارتفاع را از بین برده اند، که این امر باعث شده است تا در ادامه نابودی گسترده موجودات گیاه خوار کوتاه قد را نیز به همراه داشته باشد. اما در این میان برخی از نسل های این موجودات در اثر جهش ژنتیکی صاحب گردن بلند تری شده اند که در نتیجه توانسته اند از برگهایی که در ارتفاع بیشتر موجود است تغذیه کنند و شانس بهتری برای زنده ماندن و تولید مثل پیدا کنند و به این ترتیب دانشمندان بیولوژی و متخصصین ژنتیک به ما توضیح می دهند که چگونه موجودی به نام زرافه در اثر پدیده ای به نام انتخاب طبیعی، تکامل یافته است.

حقیقت این است که اعضای یک جمعیت از موجودات زنده به طور طبیعی متفاوت هستند و همین تفاوتها عامل بقای آنها در محیط ها و اقلیم های متفاوت می شود. به طور مثال سرزمینی که بیشتر اوقات سال پوشیده از برف است گونه های جانوری که رنگ پوست سفید دارند را بهتر استتار کرده در نتیجه شاهد بیشتر بودن جمعیت آنها در مقابل گونه های رنگین پوست همان موجودات هستیم. و البته در نواحی استوایی که اقلیمی پوشیده از گیاهان و گلهای رنگین دارد، بیشتر شاهد حضور موجودات رنگین پوست در مقابل گونه های سفید رنگ آنها هستیم و این یک انتخاب طبیعی است و البته در نقطه مقابل پدیده انتخاب مصنوعی قرار می گیرد که بواسطه دخالت انسانها در فرآیند انتخاب طبیعی شکل گرفته است. در انتخاب مصنوعی انسانها به دلیل بهره مند شدن از یک خاصیت ژنتیکی یک موجود زنده اقدام به پرورش آنها در محیط های مصنوعی می کنند که این امر باعث ضعیف شدن این موجودات در مقابل شرایط واقعی بیرون از محیط تحت کنترل شده و ادامه حیات آنها را همواره در گرو وجود شرایط مناسب خاصی قرار می دهد که نحوه فراهم کردن آن شرایط محیطی کنترل شده مصنوعی را معمولا در قالب مستنداتی به نام استاندارد نیز تهیه و منتشر می کنیم که این مقاله سعی دارد با نسبت دادن بحث انتخاب طبیعی به فلسفه وجودی استارت آپها و انتخاب مصنوعی فلسفه وجودی استانداردها، جایگاه ارزشمند و با اهمیت هر کدام را تعریف کند.

بنابراین وقتی با دقت روند تغییرات در فرصتها و تهدیدهای محیطی پیرامون یک سازمان را در مقابل نقاط قوت و ضعف درونی آن مشاهده می کنیم، خیلی سریع به این نکته پی می بریم که دنیای کسب و کار هم از قوانین مشابهی با مکانیزم تکامل در ژنتیک پیروی می کند. بر کسی پوشیده نیست که هر جامعه ای در هر زمانی نوع بخصوصی از فرصتها و تهدیدهای محیطی را برای سازمانهای فعال در محدوده خود ایجاد می کند و هر سازمان وابسته به آمادگی و نوع توانمندی که دارد یا ورشکست می شود و یا توسعه می یابد، ولی در این میان آنچه باعث پایداری کامل و همیشگی فضای عمومی کسب و کار خواهد شد این است که به اصل گوناگونی و اهمیت حضور انواع سازمانها با روشها و متدهای متفاوت پایبند باشیم و تنها در این صورت است که در اثر بروز یک تهدید ناگهانی که باعث نابودی بسیاری از سازمانها میشود، گونه هایی از سازمانها متفاوت وجود داشته باشند که با جذب نیروهای متخصص رانده شده توسط سازمانهای ورشکسته، رشد کرده و در نتیجه تداوم پویایی فضای عمومی کسب و کار را ضمانت کنند. چنین ساختاری در دنیای کسب و کارهای پیشرفته امروز از طریق بها دادن به کسب و کارهای نوپا یا اصطلاحا استارت آپها تحقق می یابد.

به طور کلی وقتی ایده های نو در قالب سازمانهای پر تعداد و کوچک - شکل عملیاتی به خود بگیرند - نقشی همچون گونه های متفاوت و متعدد (راه حل های متفاوت) از یک سازمان بزرگتر و غالب (مساله مشترک) را بازی می کنند که در مواقع لزوم منجر به تاثیر گذاری در یک فرآیند انتخاب طبیعی شده و باعث نجات ماموریت یک سازمان در فضای عمومی کسب و کار می گردد. در مقابل رویکرد دخالت دادن انتخاب مصنوعی در فضای کسب و کار می تواند به صورت پیروی کردن همه سازمانهای بزرگ از یک روش عملکردی بخصوص در یک شرایط کنترل شده بخصوص باشد که مانع رشد و حضور گونه های متفاوت از یک سازمان شده و بدتر اینکه سازمان غالب را در مقابل تغییرات  خصوصا تهدیدهای محیطی نیازمند صرف انرژی بیشتر برای حفظ شرایط کنترل شده کرده و به مجردی که انرژی کافی برای حفظ شرایط کنترل شده ناشی از یک انتخاب مصنوعی در دسترس نباشد، کل فضای کسب و کار را بدون راه حل (انتخاب های طبیعی که پیشتر از بین رفته اند) رها کرده و تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد.

استانداردها در مقابل استارت آپها

و به این ترتیب استانداردها در دنیا همواره تلاش می کنند به جزء مواردی که شرط interoperability مد نظر نباشد، هیچ دستورالعمل قطعی برای نحوه اجرای فرآیندهای سیستمی ارائه ندهند تا شرط رقابت پذیری و در نتیجه حفظ و توسعه گونه های متفاوت از یک سازمان خصوصا در ابعاد کوچک  تضمین شود. ضمن اینکه باید توجه داشته باشیم که بحث  interoperability همواره تابع یک محدوده مشخص عملیاتی (scope) است و قرار نیست هر راه حلی که ارائه میگردد در تعامل با کل دنیا باشد، ولی نمونه چنین رویکردی را میتوان به طور مثال  در مستندات نسل چهارم شبکه های تلفن همراه مشاهده کرد. یا در مستند دیگری از PCI که درباره Tokenization سعی در ارائه یک Framework دارد، در بخش نتیجه گیری به روشنی اعلام میدارد که شرایط هر محیط پرداخت الکترونیکی با دیگری متفاوت است و روشی که برای توکنیزه کردن پرداخت ها در نظر گرفته میشود میبایستی مطابق نیازهای هر محدوده خصوصی سازی شود. همچنین در مستندی قابل توجه از CapGemini  که درباره 10 روند فناوری های پرداخت الکترونیکی در سال 2016 منتشر شده است، بر لزوم مطالعه استارت آپهای کشورهای توسعه یافته در راه حل های جایگزین کشورهای در حال توسعه، تحت عنوان سر فصل (Alternate Use Cases) تاکید می گردد تا با شناخت تفاوتهای آنها اقدام به ورود این روشهای عمدتا غیر استاندارد به داخل فضای کسب و کاری خود کرده و در نتیجه غنای ژنتیکی محیط کسب و کار خود را بالا ببرند.

بنابراین ، هر استاندارد در کلاس جهانی (نه در کلاس شرکتهای بزرگ چند ملیتی که ظاهر جهانی به خود گرفته اند) به صورت پیش فرض اهمیت ایجاد و توسعه روشهای متفاوت ارائه راه حل برای یک مساله مشترک را درک کرده و باز میگذارند، اما اگر همین استاندارد را در جامعه ای وارد کنیم و به صورت دستوری همه بخش های پیش فرض آنرا به صورت لازم الاجرا تفسیر کنیم، آنگاه در عمل نه تنها استاندارد ها را فلج کرده ایم، بلکه آنها را در مقابل استارت آپها نیز قرار داده ایم. اما نکته نگران کننده در این میان شرایط حاکم بر فضای کسب و کار کشور  خصوصا در شبکه بانکی است به نحوی که در هر سه بخش پیاده سازی استانداردهای در کلاس جهانی ، استانداردهای شرکتی در کلاس جهانی و فراهم کردن امکان فعالیت برای ایده های نو دچار مشکل هستیم در حالی که برای دست پیدا کردن به یک اقتصاد پایدار به حضور همزمان هر سه  بازیگر این میدان بزرگ نیاز مبرم داریم.

در واقع پی بردن به اهمیت اصل تفاوت گونه ها در تداوم بقا و حرکت کردن به سمت رسمیت بخشیدن به زمینه فعالیت انواع راه حل ها برای یک مساله مشترک، همان قلب اقتصاد مقاومتی است که کشور ما به درستی چند سالی است که برای رسیدن به آن تلاش میکند، اما هر چه بیشتر پیش میرویم، متاسفانه از این مهم بیشتر دور میشویم. بزرگترین درسی که دانشمندان پیشرو علم ژنتیک برای بازیگران دنیای پیشرفته کسب و کار امروز به یادگار گذاشته اند این است که: " موجوداتی که قویتر هستند الزاما شانس بیشتری برای باقی ماندن در چرخه حیات ندارند، بلکه بیشترین شانس در اختیار موجوداتی است که در مقابل عوامل مختلف و متغییر محیطی قدرت انطباق پذیری بیشتری داشته باشند." و به این ترتیب است که بحث سنتز مدرن تکاملی چند بعدی را جایگزین مکانیزم خشک و بی روح تکامل سنتی تک بعدی که با آن آشنا بوده ایم، کرده اند تا بتوانند پاسخ های قاطع تری برای پرسشهای بیشمار پیش رو ارائه دهند.

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر