درک استراتژیک لازمه مشارکت فینتک ها و بانکداری

یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ 0 نظر 138 بازدید

درک استراتژیک لازمه مشارکت فینتک ها و بانکداری

مسعود خرقانی؛معاون فناوری اطلاعات و ارتباطات شرکت صنایع یاس ارغوانی

موسسات مالی مرسوم،با استارتاپ های فینتکی،تفاوت های زیادی از نظر نوع سازمان با یکدیگر دارند. در حالی که به نظر می رسد همکاری این دو در مسیر منطقی خود قرار دارد،این همکاری و مشارکت به شناخت و درک تفاوت های آنها نیز کمک می کند.مادامی که ایده همکاری شرکت های فینتک با بانک ها مثل ایجاد و ورود به یک بازی رویایی و بر فراز ابرها باشد،هیچ کمبودی در موج ایجاد شده و تمایل به همکاری بین این دو مشاهده نمی شود. در حالیکه در واقعیت،اغلب اینگونه نیست و آنچه اتفاق می افتد،دور از تصورات قبلی است.

در این مسیر چندین عامل عمده و اصلی وجود دارد که بانک ها و شرکت های فینتک،قبل از هر گونه همکاری با یکدیگر می باید به آن فکر کنند. همکاری با یک بانک یا تعاونی اعتباری (معمولی و سنتی)،برای یک شرکت فینتکی می تواند دارای مزایای مطلوبی باشد مانند: دسترسی به منابع مالی فراوان (جیب پر پول)، پایگاه قابل توجهی از مشتریان،یک تیم بزرگ و حرفه ای فروش و مارکت،دسترسی به کانال های پرداخت و دیگر شبکه های محدود. هم چنین دلایلی برای چرایی و تمایل همکاری بانک های (متداول) موجود با شرکت های فینتک می تواند وجود داشته باشد، مانند: تغییر فرهنگ و رفتار با رویکردی نوآورنه،ضعف در بهره مندی از تکنولوژی های نوظهور،تک محوری بودن کانون توجه.در مقابل، در راه همکاری این دو موجودیت منحصر بفرد جهت پیوستن و هم بستگی،موانع مشخص و معلومی وجود دارد. بخصوص اگر انعطاف پذیری و آمادگی لازم برای مصالحه و سازگاری را نداشته باشند.

 ابتدا مروری داشته باشیم به مواردی که شرکت های فینتک در زمان همکاری و مشارکت با بانک ها باید در نظر داشته باشند:

فینتک ها باید ملتفت اهداف اصولی و اساسی خود باشند

یک شرکت فینتکی هرگز نباید چشم انداز بلند مدت خود را،هر چقدر هم که مزایای کوتاه مدت وسوسه انگیزی مطرح شود فراموش کند یا نادیده بگیرد.اگر هدف تغییر وضع موجود و کمک به بانکداری در این تغییر باشد،همکاری و مشارکت با یک بانک و تبدیل شدن به بخشی از نظام و سامانه های ویژه بانکی و وضع موجود برای یک شرکت فینتکی بسیار دشوارتر از زمانی است که به تنهایی موجب مختل شدن وضع موجود و تغییر بازی مراودات و مبادلات مالی می باشد. در نظر داشته باشید که بانک هایی که برخی خدمات ویژه برای مشتریان انجام می دهند نگران تاثیرات شرکت های فینتکی بر کسب و کار اصلی خود می باشند.

در گزارش های اخیر شرکت PwC عنوان شده است که مدیران چنین بانک هایی ترس این را دارند که تا یک چهارم از کسب و کار آنها بواسطه ظهور شرکت های فینتکی در معرض خطر باشد. (Banks and Credit Unions Frightened by Fintech, March 21, 2016) شرکت های فینتکی هم چنین باید مراقب متقاعد کردن خود باشند،که شروع یک همکاری کوتاه مدت با یک بانک به معنای تمام شدن کار نیست. ممکن است که در شروع این طور به نظر برسد که همه چیز تمام است،ولیکن همکاری با بانک ها نیازمند درگیری زیاد و طاقت فرسا می باشد. و این عاملی است که نمیتوان آن را دست کم گرفت.

فینتکی ها همچنین باید مراقب این باشند که امید و آرزوهای قبلی آنها باید موقتی باشد و تبدیل به یک وضعیت دائمی نشود. همکاری با بانک ها نیاز به تخصیص منابع قابل توجه دارد،که می تواند سرعت تهاجم و پیشروی،که مهمترین پیشران و محرکه یک مجموعه استارتاپی پویا است،را کاهش دهد.

فینتک ها باید مقیاس پذیری را درک کنند

کلید موفقیت در مورد یک راه حل پرداخت از بستر تلفن همراه برای کسب و کارهای کوچک،داشتن یک شبکه بزرگ از کسب و کارهایی است که از محصول و پلت فرم مورد نظر استفاده کنند. برای بدست آوردن تعداد زیادی مشتری از این نوع - سازمان های کوچک و متوسط (SME) - نیاز به داشتن یک تیم بازاریابی و فروش بزرگ و ماهر است که تدارک چنین تیمی از مرحله آغاز، اگرچه نشدنی نیست،ولی بسیار زمان بر و پر هزینه است. همکاری با موسسات مالی و بانک های موجود می تواند هم در زمان ارائه محصول به بازار و هم در هزینه های مربوطه کاهش قابل ملاحظه ای ایجاد کند. و برای نفوذ در بازار نه تنها از پایگاه مشتریان موجود موسسه مالی یا بانک استفاده کرد،بلکه از تجربه تیم بازاریابی و فروش ماهر آنها نیز بهره گرفت. 

انحصاری بودن و تعارض احتمالی منافع در صورتیکه بانک خودش دارای پایانه های فروشگاهی باشد و تیم فروش بانک درگیر ارائه و توسعه آن باشد،نمی توان از این تیم توقع برآورده ساختن انتظارات خود را داشت.

فینتک ها باید دامنه و حدود کار خود را بدانند

شرکت های فینتکی باید بخش های مختلف زنجیره خلق ارزش را مورد توجه قرار داده و بدانند که برای موفقیت نیازمند تصرف کدام یک از آنها هستند. در مورد افرادی که درگیر توسعه و پیاده سازی تکنولوژی های جدید برای بخش های خاصی از زنجیره وسیع تر خلق ارزش هستند،پیشنهاد همکاری با یک موسسه مالی جذاب تر است. به عنوان مثال،در فضای بیومتریک،استفاده بانک ها از این تکنیک در فرآیند ارزیابی و شناسایی مشتریان،بسیار جذاب است زیرا این همکاری فقط در یکی از بخش های یک زنجیره ارزش بزرگ،که شامل ارزش مشتری است انجام
می شود.

حال،ببینیم بانک ها باید قبل از کار با شرکت های فینتکی چه ملاحظاتی را در نظر بگیرند:

بانک ها باید به تاثیرات همکاری با فینتک ها پی ببرند

مزایای همکاری با فینتک ها برای صنعت بانکداری امری بدیهی و آشکار به نظر می رسد. صنعت بانکی به طور مرسوم و سنتی در نوآوری کند است و همکاری با استارتاپ های هوشمندی که در لبه تکنولوژی حرکت می کنند،موجب تسریع در راه اندازی و استفاده از تکنولوژی برای ایجاد مزیت رقابتی جدید در بازار به طور فزاینده دیجیتال،می شود. صنعت بانکداری باید با ترسیم و نگاه به یک تصویرکامل و بررسی مناسب و دقیق اثرات در درازمدت نسبت به همکاری یا کسب مالکیت شرکت فینتکی تصمیم بگیرد.

  •   آیا این همکاری منجر به قطعه بندی یک محصول یا خدمت موجود می شود؟
  •  تصمیم بانک برای عدم همکاری،چه تاثیری بر آن بخش خاص از بازار کسب و کار که فینتک آن را هدف گرفته است دارد؟
  •  احتمال ادامه و توسعه یک راه حل یا پلتفرم خاص فینتکی که مورد استفاده قرار گیرد چقدر است؟

بانک ها باید گزینه های مختلف همکاری را در نظر بگیرند

زمانی که همکاری با یک شرکت فینتکی در نظر باشد،بانک ها باید به گزینه "ساخت در مقابل خرید" فکر کنند. برای این منظور،بانک ها نیازمند بررسی دقیق و واقع بینانه در مورد توانایی های داخلی خود،و احتساب زمان و هزینه برای تولید یک محصول با کیفیت بالا هستند. یکی از زمینه های مهمی که فینتکی ها بطور ویژه در آن خوب هستند،و بانک ها دارای مشکل می باشند،تولید یک محصول بصورت مکرر تا رسیدن به راه حل مطلوب،متناسب با نیاز بازار است.

برای بسیاری از بانک ها،تنها پس از یک فرآیند طولانی ساخت تمایل به راه اندازی و ارائه محصول وجود دارد. در یک شرکت فینتکی،یک محصول را می توان راه اندازی و به طور مداوم بهبود داد تا زمانی که مناسب تقاضای بازار شود. و وقتی که نوآوری در درون شرکت ها ملحوظ نظر قرار گیرد،بانک ها باید بهبود مستمر محصولات خود را برنامه ریزی کنند. روش جایگزین،موقعی است که تملک یک استارتاپ فینتکی و ترکیب آن با تکنولوژی های موجود بانک، راه حل بسیار ساده تری است. در این مورد،بانک ها باید به طور دقیق و از نزدیک استحکام راه حل تکنولوژی جدید را برای حصول اطمینان نسبت به رعایت استاندارهای امنیتی و سایر معیارهای لازم و میزان آگاهی و انطباق با محیط و مقررات نظارتی،بررسی و تست نمایند.

باید توجه داشت که آوردن یک راه حل از بیرون و ترکیب آن با قابلیت های فعلی یک بانک، نیازمند صرف منابع قابل توجه است که ممکن است هزینه های ساخت محصول در داخل را افزایش دهد.

بانک ها باید بفهمند که فرهنگ سازگاری در طرف فینتکی چگونه است

با توجه به طبیعت زودگذر بسیاری از استارتاپ ها،بانک ها نیز باید سابقه تیم آنهایی که به دنبال همکاری در سطوح بالا با بانک هستند را ارزیابی کند. آیا بنیان گذاران استارتاپ در مورد ایجاد یک محصول بزرگ و پایدار،مصمم و جدی هستند،یا به حضور کوتاه مدت در آن فکر می کنند؟ علاوه بر این، مقاومت شرکت در برابر فشارهای احتمالی ذینفعان چقدر است و آیا ساختار سرمایه آن پایدار است؟ این مورد میتواند از منظر اهمیت فرهنگ سازگاری قابل چشم پوشی باشد، اما به منظور همکاری ثمربخش مدیران دو طرف بسیار مهم و برای ایجاد یک ارتباط مستحکم فی مابین، حیاتی است.

به طور کلی بانک ها یا موسسات مالی و استارتاپ های فینتکی باید یک فرض حیاتی را همیشه در نظر داشته باشند: و آن اجتناب از وابستگی های غیر ضروری با یگدیگر است،و در صورتی که هیچ راه دیگری وجود نداشته باشد، مراقب باشند که همکاری خود را تا حد امکان محدود به موارد کاملا ضروری نمایند. هر دو طرف باید قدرت پیش بینی این را داشته باشند که ممکن است همکاری بین آن ها نسبت به آنچه در ابتدا تصور می کردند پیچیده تر شود، و درصدد کاهش تاثیر بالقوه منفی،حاصل از همکاری با طرفی که اغلب بسیار متفاوت با خودشان است.

منبع: پرداخت برتر

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر