تحول بانکداری (Banking Transformation) پیش نیاز تغییر سامانه بانکداری متمرکز

پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ 0 نظر 788 بازدید

تحول بانکداری (Banking Transformation) پیش نیاز تغییر سامانه بانکداری متمرکز

پیمان سنائی عضو هیئت مدیره شرکت تاتا

امروزه اجرای موفق سامانه بانکداری متمرکز در بانکها وابسته به تحول بانکداری در تمام ارکان بانک بوده و بدون توجه به این امر طرح های تغییر سامانه بانکداری متمرکز موفق نخواهد بود. طرح تحول بانکی ، نقشه راهی برای تحول در بانک در کلیه وجوه بانک بوده و بانکی جدید را متولد می نماید . مدل عملیاتی مطلوب حلقه مفقوده و رکن اساسی در پیاده سازی سامانه های بانکداری متمرکز می باشد . مدل عملیاتی مطلوب ، نقشه ای جامع ویکپارچه از بانک مطلوب را در خطوط کسب و کاری بانک ، ساختار وفرایندها ، محصولات و خدمات ، مشتریان ، کانالهای ارائه خدمات و معماری فناوری ارائه می دهد.

 

بخش اول :تاریخچه Core Banking

تاریخچه و پیدایش سامانه بانکداری متمرکز را می توان از دو منظر جهانی و ایران مورد کنکاش قرارداد، از منظر جهانی ، پیدایش این سامانه در دهه 70 میلادی اغاز و تا سال 2020 ، به پنج نسل تقسیم بندی می شود.

منظر جهانی

  برای سالهای 1970 تا 1980 سامانه های متمرکز بانکداری ، قابلیتهای پایه و اولیه را برای بانکها فراهم می کردند ، در دهه 1980 تا 1990 قابلیت محصول محوری به سیستمهای موروثی دهه قبلی اضافه شد، اما این سیستمها بصورت سیستمهای جزیره ای بودند ، برای دهه 90 ، سامانه های متمرکز بانکداری جدیدی متولد شد ، که انعطاف پذیر ، مشتری محور و باز بودند به علاوه قابلیت پردازش چند کاناله و یکپارچه و همچنین قابل تطبیق با معماری سرویسگرا را داشتند ، برای سالهای 2000 تا 2010 ، پردازش در لحظه در کانالها، سکوهای چند کاناله برای تسهیل همگرایی بین کانالها و سکوهای رایانش ابری در سامانه های بانکداری متمرکز ایجاد شد. در دهه 2010 تا 2020 ، تمرکز بر داده های عظیم و آنالیتیک ، مشتری محوری ، قوانین و مقررات ، مدیریت ریسک و راه حلهای موبایل در سامانه های بانکداری مورد توجه قرار گرفته است.

در ایران

 اما در کشور ما ایران ، سال80 با ورود بانکهای خصوصی به صنعت بانکداری ، نقطه عطفی برای سامانه های بانکداری متمرکز در ایران بود. پیش از سال 80 اکثر بانکها از خدمات سامانه بانکداری متمرکز شرکت خدمات انفورماتیک استفاده میکردند و یا خودشان اقدام به توسعه سیستمهای موروثی خود نموده بودند و یا سیستمهایی را از شرکتهای بین المللی خارجی تهیه کرده بودند.

در این دهه شرکتهای خصوصی نیز به سمت تولید سامانه های بانکداری متمرکز روی آورند و اقدام به تولید اولین نسل از سامانه های بانکداری متمرکز در کشور نمودند. پروژه هایی مبتنی بر راه کارهای خارجی مانند تمنوس ، NFS و Misys در بانکهای دولتی و خصوصی تعریف شد، که بعضی از انها نسبتا موفق و بعضی نیز شکست خوردند. سیستمهای عموما جزیره ای ، معماری های قدیمی ، غیرقابل انعطاف،عدم مقیاس پذیری و عدم کارایی برای تعریف محصولات وخدمات جدید بانکی از ویژگیهای سامانه های بانکداری متمرکز در این دهه بود .

رویکرد بانک ها طی سال های 80 تا 95

در این 15 سال رویکرد بانکها در بکار گیری سامانه بانکداری متمرکز ، تطبیق سامانه های مذکور با وضعیت موجود خودشان بوده است ، من اصطلاح مکانیزاسیون را بکار می برم ، در این دهه بانکها از تامین کنندگان سامانه ها می خواستند تا مبتنی بر فرایندها و ساختار موجود بانک سامانه ها را تولید و یا اختصاصی کنند ، بنابراین وضع موجود فارق از اینکه فرایندها و ساختارها ومحصولات به درستی تعریف شده اند ، در سامانه بانکداری متمرکز تعریف می شدند، هر چند این اقدام یک کار بزرگ بود و تحول بزرگی در خدمات بانکی محسوب و منافع زیادی برای مشتریان و بانکها داشت ، اما تا وضع مطلوب فاصله خیلی زیادی دارد.

وضع مطلوب یک بانک در چابکی و چالاکی کسب و کار بانکی ، انعطاف پذیری ، مشتری محوری ، کاهش هزینه ها و افزایش سهم بازار در ارائه خدمات و محصولات جدید بانکی تعریف میشود و به عبارت بهتر در دیجیتالی کردن end to end فرایندهای کسب و کار ، جذب مشتریان از طریق کانالهای دیجیتالی برای فروش محصولات و انجام تراکنشها ، حذف پول نقد می باشد.

براساس مطالعات شرکتهای خدمات مشاوره بین المللی این اقدام نتایج مانند ، افزایش 30% بهره وری فروش، کاهش 10% تا 15% هزینه نیروی انسانی اجرایی واداری ، افزایش بهره وری کارکنان back Office به میزان 20% را برای بانک خواهد داشت . این امر میسر نیست مگر در بانک یک تحول و تغییر صورت بگیرد و رویکرد تغییر در مدل کسب و کاری بانک مورد توجه باشد و در ادبیات امروز صنعت بانکداری نیاز به تحول بانکداری(Banking Transformation) داریم،وضعیت بانکداری در کشور ما یک وضعیت سنتی می باشد.

بانکداری سنتی در تقابل با بانکداری مدرن

پس ما اینجا با دو رویکرد مواجه هستیم : اول بانکداری سنتی و دوم بانکداری مدرن که مبتنی بر نیاز مشتری می باشد.یک زمانی شما در سیستم بانکی خود بانکداری شرکتی،بانکداری خرد و بانکداری اختصاصی را بر مبنای نیاز مشتری پایه گذاری می نمایید و مدل کسب و کار خود را دچار تغییر کلی کرده و تمام محصولات و مشتریان هم با این تحول دچار دگرگونی خواهند شد.در دنیای امروز، بانکداری به معنای طراحی محصول و خدمت بر مبنای نیاز مشتریان می باشد.پس زمانی که مدل بانکداری از سنتی به مدرن تغییر پیدا می کند و  دچار تحول می شود این تغییر مدل توسط سیستم core banking قابل تغییر می باشد.

در واقع banking transformation و core banking لازم و لزوم یکدیگر هستند یعنی اگر قرار باشد سیستم core banking در بانکی پیاده سازی و جرا شود و محصولی به روز و متناسب را به داخل بانک بیاوریم الزام آن این است که نظام بانکداری دچار تحول شود.

بانکداری در این دهه شاهد تکامل و انقلاب خواهد بود. بانک ها باید به بازسازی و نوسازی مجدد خود بپردازند ، نه فقط برای پاسخ به فشارهای امروز، بلکه باید به اندازه کافی انعطاف پذیر برای انطباق با جهان فردا باشند. بانکهای موفق بانکهایی خواهند بود که مدل کسب و کار خود را متحول کنند و بطور فزاینده ای بر سود آوری بجای درآمد تمرکز نمایند .

بنابراین تحول یک ضرورت و اجبار بوده و قابل انتخاب نیست ، زیرا بانکها برای افزایش بهره وری و رقابت با مجموعه های جهانی مجبور به تغییر خواهند بود تا از فرصتهای ناب ، بهره وری سرمایه ، کانالهای همه کاره و داده های حجیم بهره مند شوند.

سه بخش سازنده برای داشتن مزیت رقابتی پایدار در صنعت بانکداری

1. تحریک بهره وری از طریق بهینه سازی ، ساده سازی ، کارآمدی درساختارهای فعلی

2. سازگاری با محیط کسب وکار از طریق ایجاد چابکی و چالاکی و به عبارت بهتر توانایی تصرف فرصتها درزمان تغییرات

3. ایجاد تمایز از طریق نوآوری مداوم و ایده پردازی برای پیشتازی فعالانه در بازار

مکانیزاسیون یا ایجاد ارزش افزوده

در پیاده سازی سیستم های جدید و استفاده از تکنولوژی دو رویکرد در بانکهای کشور متصور است اول استفاده از تکنولوژی برای آسان کردن کارها که اصطلاحا مکانیزاسیون نامیده می شود و دیگری استفاده از تکنولوژی برای ایجاد ارزش افزوده . در حال حاضر در صنعت بانکداری ، تمام فعالیتهای بانکی مکانیزاسیون می شود. یعنی وضع موجود شامل محصولات و خدمات و فرایندهای جاری را در ساختار فعلی بانک مکانیزه می نماییم و این رویکردی قدیمی و فاقد ارزش افزوده و رقابت پذیر می باشد ، که فقط باعث می شود وضع موجود مقداری بهبود یابد و تسریع جزئی در روال و فرآیند کارها انجام شود. ولی اگر واقعا مدل کسب و کار و فرآیندهای آن کارا و اثر بخش نیست ، باید مدل کسب و کار و فرآیندها و ساختار دیگری ایجاد نمود و از فناوری برای ایجاد ارزش دراین ساختاربهره برد .

ما امروز به این نتیجه رسیده ایم که لازمه پیاده سازی سامانه بانکداری متمرکز تحول بانکداری (Banking Transformation) می باشد. در دنیا حتی یک گام به سمت جلو رفته اند و از تحول دیجیتالی Digital Transformation صحبت میشود که بر روی چهار اصل Big data،mobility،Cloud و Social Network بنا نهاده شده است .

تحول بانکی یک سفر واقعی

برای بانک ها پروژه های سامانه بانکداری متمرکزی که مبتنی بر نقشه راه تحول بانکی (Banking Transformation) اجرا میشود،تحول گرا می باشند ، تحول بانکی یک طرح (program) چندین ساله بوده و به تعبیری یک سفر می باشد . سفری که یک تحول بزرگ را از طریق بر هم زدن ساختار سازمانی، فرآیندهای جاری، خطوط کسب و کار، محصولات و خدمات ،مشتریان و کانالهای خدمت و زیر ساخت فناوری در سازمان ایجاد خواهد کرد. مواردی که ذکر شد ارکان یا وجوهی هستند که این تحول در آنها صورت می گیرد.

اگر این نگاه تحول گرا وجود نداشته باشد تکنولوژی و سامانه بانکداری متمرکزی که تامین و یا پیاده سازی میشود عملا باعث ایجاد تحول و تغییر در بانک نخواهد بود. مطالعاتی که در رابطه با نقشه راه اکثر بانکهای دنیا انجام دادیم به ما نشان داد نگاه اکثر این بانک ها برای اجرا و پیاده سازی سیستم های Core banking نگاه تحول گرا میباشد و تغییر سامانه بانکداری جامع بخشی از نقشه راه تحول بانکداری بود که پیش از آن بایداقدامات مهمی مانند برنامه راهبردی،مدل عملیاتی مصوب اجرا شود. این پروژه به دلیل اینکه طولانی می باشد و ممکن است بین 5 تا 7 سال طول بکشد امکان دارد مدیران ارشد سازمان¬ها تاب تحمل یک پروژه چندین ساله را نداشته باشند و این به نظر من یک مشکل می باشد که مدیران باید بپذیرند که اجرای طرحهای تحولی طولانی است.در کشور ما مخصوصاً در حوزه تحول بانکی هنوز دیدگاهی وجود ندارد و ما در این حوزه از دنیا جا مانده ایم و حوزه های کسب و کاری ما در نگاه تحولی بسیار عقب هستند.

 چالش های سامانه بانکداری متمرکز

یکی از چالشهای مهم در تغییر سامانه بانکداری متمرکز این است که عموما آنرا با رویکرد و نگاه فناوری ارزیابی می نمایند در صورتی که تغییر آن رویکردی مدیریتی و کسب کاری با نگاه تحول می باشد.

عموم چالشهای سامانه بانکداری متمرکز عبارتند از:

• عدم شفافیت در اهداف و مقاصد کسب و کاری

• عدم توجه به تحول و مدیریت تحول

• عدم تعیین و تعریف صحیح نیازمندیها

• عدم بکارگیری معماری و فناوری مناسب •

عدم آموزش کافی برای کارکنان داخل بانک

• حاکمیت ضعیف

• تعاملات و اتباطات ضعیف

• عدم دسترسی به نیروی متخصص

• اجرای ضعیف طرح

در حال حاضر چه عواملی بانکها را تحت فشار قرار داده است که این تغییر و تحول باید اتفاق بیفتد؟

امروزه بانکهای ما در فضای بسیار متفاوتی نسبت به گذشته قرار دارند.

1- ابر روندهای جهانی

a. بازار جهانی b. کسب وکار دیجیتالی (ظهور فناوری های دیجیتالی و افزایش نرخ نفوذ فناوریهای دیجیتالی) c. تغییرات جمعیتی d. تغییر نیروی کار

2- فشار ذینفعان

a. مشتریان (انتظارات ، نیازها و رفتار مشتریان صنایع مالی) b. حاکمیت و قوانین و دستورالعملهای بانکی مقررات و قوانین بانک مرکزی که یکسری از این قوانین و الزامات داخلی است و یکسری هم قوانین و مقررات بین المللی.سرمایه گذارانc . کارکنان

  3- ظهور مدل های کسب وکار و بازیگران جدید در عرصه خدمات مالی مانند Fintech تمامی مواردی که ذکر شد پیشرانه هایی هستند که صنعت بانکداری را تحت تاثیر قرار داده و به سمت تغییر و تحول هدایت می  کند. بانک ها باید بتوانند با خلاقیت و نوآوری به همراه چابکی و چالاکی در عرضه محصولات و دیجیتالی شدن برای کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری برنامه ریزی نمایند.

چگونه بانک ها باید به سمت Banking Transformation حرکت کنند؟

برای این کار چارچوب ومتدلوژی وجود دارد.اولین گام تهیه و تدوین برنامه راهبردی کسب و کار برای بانک ها میباشد .در این راهبرد باید مواردی از قبیل نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدها و خطوط کسب و کار بانک ها مشخص گردد که البته این استراتژی باید با نگاه بازار و نگاه به مشتری تدوین گردد که این برنامه مشخص کننده برنامه بانک برای 5 تا 7 سال آینده می باشد.

گام دوم در کسب و کار، تهیه مدل عملیاتی مطلوب یا Target Operating Model که به اختصار به آن TOM میگویند، میباشد.

مدل عملیاتی مطلوب، معماری و طرحی برای اجرا پذیر کردن استراتژی می باشد و در چندین محور مانند مشتری، فرآیندها، ساختار سازمانی، فناوری ،کانال ارائه خدمات، نیروی انسانی نقشه و برنامه ای را ارائه می دهد که به صورت یکپارچه و منسجم در کنار هم هستند.

گام سوم برنامه اجرایی ، که طرحی اجرایی شامل انواع برنامه ها و پروژه ها در کلیه سطوح و وجوه سازمان برای اجرایی نمودن ، مدل عملیاتی است ، تهیه میشود ، برای اجرا شدن به گروه راهبری مدیریت تحول سپرده می شود که این گروه توسط عالی ترین مدیر اجرایی سازمان رهبری می شود. تیم راهبری مدیریت تحول کارگروه های مختلفی را رهبری می کند مانند سامانه بانکداری متمرکز ،کارگروه های مهم کارگروه مدیریت تغییر ،کارگروه  آموزش و فرهنگسازی . یکی از مواردی که در کشورمان در آن ضعف مشاهده می شود بحث دانش بانکداری مدرن و نوین می باشد که این سبک از بانکداری خاص خودمان میباشد و از دانش و علم روز دنیا دور میباشد. برای نمونه چند مورد بانکداری شرکتی موفق در کشور وجود دارد و چه مقدار قابل انطباق با نمونه های خارجی می باشند. آیا واقعا بانکداری شرکتی ما نیاز مشتری را برآورده میکند؟

چرا این دانش در کشور ما ضعیف است؟

عدم ارتباط و تعامل بین المللی برای تبادل تجربه و دانش بانکداری یکی از مهمترین دلایل ضعف دانش بانکداری در کشور است ، این دانش یا به عبارت انگلیسی آن Know How را باید به کشور منتقل نمود و اگر ما بتوانیم این دانش را متناسب با صنعت بانکداری خودمان اختصاصی کنیم ، آنگاه در نظام بانکداری تحول ایجاد کرده ایم .

به نظر شما روش و متدلوژی اجرای و پیاده سازی سیستم های بانکداری متمرکز چه قدر مهم است؟

به عقیده من این روش و متدلوژی اجرای پروژه از خود محصول سامانه بانکداری متمرکز ارزش به مراتب بیشتری دارد ، بزرگترین عامل شکست پروژه های سامانه بانکداری متمرکز عدم توجه به پیشنیازهای پروژه و روش ومتدلوژی اجرای آن می باشد ، باید بدانیدکه مدیریت این پروژه ها از جنس مدیریت تحول و تغییر می باشد که متدلوژیهای خاص خود را دارد . از این رو با توجه متدلوژی های تحول می بایست نسبت به پیاده سازی سامانه های بانکداری متمرکز اقدام نمود .عموماً پروژه های تغییر و تحول سازمانی به دلیل عدم وجود نقشه راه شکست می خورند و این فقط مختص کشورمان نیست و در همه جای دنیا به این مشکلات روبرو هستند .

طبق مطالعاتی که شما داشتید چه راهکاری را برای اینکه این پروژه ها به دلیل طولانی بودن شکست نخورند دارید؟

چون این پروژه ها طولانی می شوند احتیاج به نتایج ملموس از پیشرفت پروژه دارند برای این کار باید در داخل پروژه اصلی طرح های کوتاه مدتی که به اصطلاح (Quick Win) گفته می شود ،تعریف و اجرا نمود ، در نقشه راه تحول پروژه های کوتاه مدت در جریان های کاری مختلف مانند فناوری اطلاعات ، سازمان و ساختار ، محصول و خدمات را برای حل مشکلات جاری تعریف کرد تا به دلیل طولانی بودن پروژه ، انگیزه مدیران عالی و ذینفعان پروژه پایین نیاید و از طرفی در بازار جایگاه خود را حفظ نمایند و نتایج عینی را در نقشه راه تحول ، مشاهده نمایند . تمام این پروژه های کوچک وکوتاه مدت در مسیر تحول بوده و باعث ایجاد همگرایی و هم افزایی با پروژه های بزرگتر خواهند شد.

با توجه به وضعیت موجود در کشور به نظر شما چه قدر امکان دارد بانک ها به سمت banking Transformation رفته تا بتوانند سیستم بانکداری متمرکز رو به طور صحیح پیاده سازی کنند؟

با توجه به شرایط امروز کشور که ناشی از شرایط بین المللی جدید ، وضعیت اقتصادی کشور و وضعیت جاری بانکهای کشور ، باید بانکهای کشور هر چه سریعتر نسبت به تغییر روال موجود اقدام کنند ، به عبارت دیگر بانکها کشور چاره جز تحول و تغییر در وضعیت سنتی و موجود خود ندارند ، بعضی از بانکها با توجه به شرایط جدید تمایل به تغییر در سامانه های موجود بانکداری متمرکز خود دارند ، اما باید توجه کنند که این تغییر بدون تحول در نظام بانکی آنها کارا واثر بخش نیست و به عبارت ساده تر قابل انجام نیست ، از این رو اگر بانکهای کشور با ضرورت تحول بانکداری ، آشنا شوند و متوجه شوند که پیش از تامین سامانه بانکداری متمرکز می بایست نسبت به طراحی مدل عملیاتی مطلوب اقدام کنند ، آنگاه مخاطره پیاده سازی سامانه بانکداری متمرکز را کاهش داده اند . بانک ها امروزه به دنبال مکانیزاسیون سیستم های موجود نیستند و به دنبال تغییر هستند ولی نمی دانند چگونه این تغییر و تحول باید ایجاد شود.به هر حال اغلب بانک ها مجهز به سیستم Core banking هستند و تا حدودی هم با این سیستم ها نیازهایشان را برآورده می کنند و خدمات بانکداری را هم بر روی بسترهای نلفن ،موبایل و اینترنت ارائه داده و مشتریان هم از این خدمات استفاده میکنند.اما هنوز با ارائه خدمات نوین و منحصر به فرد که اتفاقا مشتریان زیادی هم دارد ، خیلی فاصله دارند .

  اما آیا این خدمات کافی است؟

امروزه این خدمات ، خدماتی پایه و اصلی است و یک عامل رقابتی مهم مطرح نمیشود ، عموم بانکها این خدمات را ارائه می دهند اما اصلا کافی نیست، خدمات نوین بانکی متناسب با نیاز هر مشتری طراحی و ارائه می شود ، به عبارت دیگر هر مشتری خدمات منحصر به فرد خود را دریافت می نماید . و ارائه این خدمات مستلزم تغییرات وسیعی در وجوه مختلف بانک می باشد .

چه رویکردهایی برای اجرای طرح banking Transformation وجود دارد؟

عموما طرح تحول بانکی توسط شرکتهای خدمات مشاوره مدیریت بین المللی تهیه و اجرا میشود و رویکردهای اتخاذ شده عموما یکسان هستند ، این رویکردها شامل پنج مرحله می باشد :

1- تهیه برنامه راهبردی بانک 2- تحلیل و ارزیابی وضع موجود بانک 3- تهیه مدل عملیاتی مطلوب بانک 4- تهیه برنامه اجرایی طرح تحول 5- اجرای طرح تحول در کلیه ارکان بانک ( کسب و کار ، ساختار سازمانی ، فرایندها ، محصولات و خدمات ، مشتریان ، فناوری و ...)

همه رویکردهایی که توسط شرکتهایی مطرح چون PWC,Delloite,E&Y و KPMG ارائه میشود شامل این مراحل میباشد.

ایرانی یا خارجی ؟

همانطور که قبلا هم گفته شد در مدل عملیاتی مطلوب TOM مشخص می شود که نیازهای دقیق از سامانه بانکداری متمرکز چیست و باید به چه نیازهایی پاسخ دهد از این رو در این مدل مشخصات ، ویژگیها و ابعاد سامانه بانکداری متمرکز مشخص می شود . در مدل عملیاتی مطلوب، نقشه معماری کلان سامانه بانکداری متمرکز و نگاشت آن بروی خطوط کسب و کاری و فرایندهای مطلوب بانک تعیین خواهد شد، این مدل سبد محصولات و ماجولهای سامانه بانکداری متمرکز و سایر سامانه ها را مشخص میکند ، در این مدل به شما میگوید ، که ماجولهای مختلف باید چه ویژگیهایی داشته باشند و چه محصولی رامیتوانی از چه تامین کنندگان داخلی و یاخارجی خریداری کنید و چه اختصاصی سازی باید برروی آن ماجول صورت گیرد و چه ماجولهایی را باید تولید کنید . واقعا یک نقشه معماری یکپارچه با ویژگیهای دقیق از هر ماجول ارائه می شود. البته محصولات خارجی از منظر فناوری و انعطاف پذیری و مقیاس پذیری و چابکی بسیار متفاوت تر و مناسب تر از محصولات داخلی هستند ، اما در هر صورت با اتخاذ سیاستهای صحیح انتقال فناوری می توان با تامین کنندگان بین المللی توافقات مناسبی برای انتقال فناوری انجام داد.

بانک های داخلی آیا به این سمت رفته اند؟

ما برای بانک تجارت اقدام به تعریف مسئله نموده ایم و گامهای اولیه را برداشته ایم ، درباره سایر بانکها اطلاع دقیقی ندارم .

اگر Banking transformation اتفاق بیفتد چه مزایای برای بانک ها در بر خواهد داشت؟

به طور خلاصه می توان به افزایش درآمد، کاهش هزینه ها ، چابکی و چالاکی در ارائه خدمات و محصولات و نگهداشت مشتری و کسب جایگاهی متمایز در بازار بانکی اشاره نمود.

به نظر شما تا چه حد بحث تحول گرایی در بانک ها مورد استقبال واقع خواهد شد؟

این بحث در کشور ما موضوع جدیدی است و از آنجاییکه یک ضرورت است و امری انتخابی نیست ، مدیران ارشدبانکی با تفکر راهبردی ، که ضرورت آنرا درک کنند و بدانند که موج تحولات و پیشرانه ها به سرعت به آنها نزدیک میشود ، نه تنها از آن استقبال می کنند ، بلکه در اجرای آن درنگ نخواهند کرد. به نظر من بانکهای کشور نیازمند بازآفرینی در کسب وکار بانکی خود هستند و مدیران هوشمند بانکی که افق بلند دارند به آن توجه خواهند کرد.

منبع: پرداخت برتر

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر